الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
9
الغدير ( فارسى )
- او هرمشكلى از معانى متون صحاح را كه پيش از او هيچ صاحب هدايت و اصلاحى حق آن را ادا نكرده بود ، در كتابى براى ما حل كرده است . « 1 » بعد از علم الدين ، پسرش قطب الدين ابو عبد اللّه حسين جانشين او و نقيب نقيبان سادات علوى در بغداد شد . او دانشمندى شاعر و مطلع بر تاريخ بود و بعد از آنكه قوام الدين ، ابو على حسن بن معد ( م 636 ) را در سال 624 ه از نقابت عزل كرد ، به منصب نقابت نايل آمد . ابن فوطى گويد : نقيب قطب الدين ابو عبد اللّه حسين پسر حسن بن على ، معروف به ابن اقساسى علوى به سال 645 ه در بغداد وفات كرد . او مردى اديب و فاضل بود و شعر خوب مىگفت . در زمان خليفه الناصر جملهاى از روى اشتباه از دهانش خارج شد و آن جمله اين بود : ما خليفهء جديدى مىخواهيم ! اين جمله به گوش الناصر رسيد و گفت : يك زنجير كافى نيست ، او را دو زنجير بايد ؛ آنگاه دستور داد او را زنجير كنند و به كوفه ببرند . طبق دستور خليفه او را به كوفه بردند و زندانىاش كردند و همچنان در زندان بود تا در سال 623 ه الظاهر به خلافت رسيد و دستور داد او را آزاد كنند و هنگامى كه المستنصر باللّه در سال 624 ه به خلافت رسيد ، با او مدارا كرد و او را از نزديكان و نديمانش قرار داد و منصب نقابت را به دو سپرد . او مردى باهوش ، خوش مجلس ، بذلهگو و حاضر جواب بود . « 2 » در محرم سال 633 ه ناصر الدين داود پسر عيسى سلطان وقت ، وارد بغداد شد و در بين راه از « حلّهء سيفيّه » گذشت . در آن وقت امير شرف الدين على رياست آنجا را به عهده داشت . هنگامى كه سلطان ناصرالدين وارد بغداد شد ، نقيب قطب الدين ابو عبد اللّه حسين بن اقساسى به ديدنش رفت و در آخر ربيع الاول همان سال امير ركن الدين اسماعيل فرمانرواى موصل وارد بغداد شد كه باز نقيب حسين اقساسى و دو نفر از خادمان خليفه به ديدنش رفتند . در سوم رجب سال 634 ه خليفهء المستنصر باللّه به زيارت قبر موسى بن جعفر عليهما السّلام
--> ( 1 ) . تجارب السلف ، ابن سنجر 310 . ( 2 ) . الحوادث الجامعة ، ابن فوطى 220 .